• وبلاگ : به تو
  • يادداشت : تو من
  • نظرات : 0 خصوصي ، 4 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    سلام

    شعر قشنگي است..فقط به نظر مي آيد اين قسمت نابودي اميد برگرداندن جسم است به جان يك جوري سكته دارد يعني از نظر فرم بيان با بقيه هم خواني ندارد..در مورد جسم وجان جسارتا فكر مي كنم جسم را در جسم بايد جست و جان را در جان اگر چه اين هر دو با هم پيو سته اند و جسم معبر جان است نمي دانم اين حكايت عطار را خواند ه ايد يانه؟:اهل ليلي مجنون را بسي

    در قبيله ره نداندندي همي

    داشت چوپاني در آن صحرا نشست

    پوستي بستد ازو مجنون مست

    سرنگون شد پوست اندر سر فكند

    خويشتن را كرد همچون گوسفند !

    .......سوي ايلي ران رمه من در ميان

    تا بيابم بوي ليلي يك زمان.......

    اگر نخواند ه ايد يك نگاهي به منطق الطير بيندازيد اين ارتباط را در اين حكايت خيلي ظريف نشان داده است. از توجه شما به پل سپاسگزارم.

    با آرزوي موفقيت براي شما